close
تبلیغات در اینترنت
رياضت شرعي چيست

تبلیغات

ما را دنبال کنید

جستجوگر

تبلیغات Left

    جایگاه تبلیغات دوستان
    رایگان

قرآن آنلاین

    قرآن آنلاین
    http://s1.picofile.com/shiat/giv.gif

    اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

تصویر تصادفی

موضوعات

  • تصاویر
  • میلاد 10
  • شهادت 3
  • بکگراند ها 26
  • فایل های صوتی
  • میلاد 0
  • شهادت 3
  • سخنرانی ها 19
  • شناخت امام زمان 3
  • دعا 9
  • فایل های تصویری
  • میلاد 1
  • شهادت 1
  • سخنرانی ها 10
  • شناخت امام زمان 5
  • دعا 6
  • کتاب ها
  • فایل های PDF 4
  • فایل های Word 61
  • معرفی کتب معتبر 12
  • فایل های Power point 0
  • دست نوشته
  • عکس 31
  • متن 62
  • پیامک 4
  • قرآن کریم
  • صوتی و تصویری 0
  • ترجمه ی گویا 0
  • آموزش 0
  • کتاب و نرم افزار 0
  • کلیپ و مستند
  • خداوند یکتا 0
  • اهل بیت(ع) 0
  • حضرت محمد (ص) 0
  • امیر المومنین (ع) 1
  • حضرت فاطمه زهرا (س) 0
  • امام حسن مجتبی (ع) 0
  • امام حسین (ع) 1
  • امام زین العابدین (ع) 0
  • امام محمد باقر (ع) 0
  • امام جعفر صادق (ع) 0
  • امام موسی کاظم (ع) 0
  • امام رضا (ع) 0
  • امام محمد تقی (ع) 0
  • امام هادی (ع) 0
  • امام حسن عسکری (ع) 0
  • امام زمان (عج) 0
  • بستگان 0
  • حضرت خدیجه (س) 0
  • حضرت ابالفضل (ع) 0
  • حضرت زینب (س) 0
  • حضرت معصومه (س) 0
  • حضرت ام البنین (س) 0
  • حضرت رقیه (س) 0
  • حضرت سکینه (س) 0
  • حضرت عبدالعظیم (ع) 0
  • حضرت علی اصغر (ع) 0
  • حضرت علی اکبر (ع) 0
  • حضرت مسلم (ع) 0
  • امام زادگان 0
  • سایرین 0
  • پیامبران 0
  • شخصیتها 1
  • امام خمینی(ره) 0
  • امام خامنه ای(مد ظله) 1
  • شهدا و دفاع مقدس 0
  • دفاع مقدس 0
  • روایت گری 0
  • شهدای گمنام 0
  • مداحی و سرود 0
  • راهیان نور 0
  • شهدای تفحص 0
  • آزادگان 0
  • جانبازان 0
  • بستگان شهدا 0
  • وصیت نامه 0
  • قطعنامه 598 0
  • متفرقه 0
  • شهدای شاخص 0
  • شهید ابراهیم هادی 0
  • شهید آوینی 0
  • شهید بابایی 0
  • شهید باقری 0
  • شهید باکری 0
  • شهید بروجردی 0
  • شهید برونسی 0
  • شهید بصیر 0
  • شهید بقایی 0
  • شهید بهنام محمدی 0
  • شهید تندگویان 0
  • شهید تهرانی مقدم 0
  • شهید جهان آرا 0
  • شهید خرازی 0
  • شهید دقایقی 0
  • شهید دوران 0
  • شهید رجب بیگی 0
  • شهید ردانی پور 0
  • شهید زنگی آبادی 0
  • شهید زین الدین 0
  • شهید شوشتری 0
  • شهید شیرودی 0
  • شهید صیاد شیرازی 0
  • شهید عزیز اللهی 0
  • شهید علم الهدی 0
  • شهید علمدار 0
  • شهید علی هاشمی 0
  • شهید متوسلیان 0
  • شهید مجتبی هاشمی 0
  • شهید همت 0
  • شهید وزوایی 0
  • شهید پیچک 0
  • شهید چمران 0
  • شهید کاظمی 0
  • شهید کاوه 0
  • شهید کشوری 0
  • شهید کلاهدوز 0
  • سایر شهدا 0
  • آخرالزمان
  • حجاب و عفاف
  • ره یافتگان
  • فضیلت ماه های قمری
  • اجتماعی
  • سخنرانی
  • آیت الله بها الدینی 1
  • آیت الله بهجت (ره) 2
  • آیت الله تحریری 0
  • آیت الله جوادی آملی 1
  • آیت الله حسینی قزوینی 0
  • آیت الله حق شناس 0
  • آیت الله سبحانی 0
  • آیت الله سید احمد خاتمی 0
  • آیت الله شهید بهشتی 0
  • آیت الله شهید دستغیب 0
  • آیت الله شهید مطهری 0
  • آیت الله صدیقی 0
  • آیت الله صمدی آملی 0
  • آیت الله فاطمی نیا 0
  • آیت الله فلسفی 0
  • آیت الله مجتهدی 0
  • آیت الله مروجی طبسی 0
  • آیت الله مظاهری 0
  • آیت الله مکارم شیرازی 0
  • آیت الله ناصری 1
  • آیت الله وحید خراسانی 0
  • استاد آقا میری 0
  • استاد آهنگران 0
  • استاد انجوی نژاد 0
  • استاد انصاریان 0
  • استاد دارستانی 0
  • استاد دهنوی 0
  • استاد رائفی پور 0
  • استاد راشد یزدی 0
  • استاد رسایی 0
  • استاد رفیعی 0
  • استاد شجاعی 0
  • استاد شفیعی سروستانی 0
  • استاد طاهر زاده 0
  • استاد عالی 0
  • استاد غفاری 0
  • استاد فرحزاد 0
  • استاد قرائتی 0
  • استاد ماندگاری 0
  • ادعیه و زیارات
  • اذان 0
  • دعا 0
  • زیارت 0
  • مناجات 0
  • نرم افزار
  • جاوا 1
  • آندرویید 1
  • ویندوز 0
  • OSI 0
  • آمارگیر

    • :: آمار مطالب
    • کل مطالب : 112
    • کل نظرات : 12
    • :: آمار کاربران
    • افراد آنلاين : 1
    • تعداد اعضا : 50
    • :: آمار بازديد
    • بازديد امروز : 91
    • بازديد ديروز : 68
    • بازديد کننده امروز : 17
    • بازديد کننده ديروز : 14
    • گوگل امروز : 0
    • گوگل ديروز: 0
    • بازديد هفته : 91
    • بازديد ماه : 717
    • بازديد سال : 11,049
    • بازديد کلي : 58,584
    • :: اطلاعات شما
    • آي پي : 54.80.249.4
    • مرورگر :
    • سيستم عامل :

    اعلانات وب مستر

    ارتباط با امام زمان (عج)

    آیت الله بهجت

    كجا رفتند كسانی كه با صاحب الزمان ارتباط داشتند؟ ما خود را بیچاره كرده ‎ایم كه قطع ارتباط نموده ‎ایم و گویا هیچ نداریم. آیا آن ها از ما فقیرتر بودند؟ اگر بفرمائید به آن حضرت دسترسی نداریم؟ جواب شما این است كه چرا به انجام واجبات و ترك محرّمات ملتزم نیستید، و او به همین از ما راضی است زیرا پرهیزگارترین مردم كسی است كه از كارهای حرام بپرهیزد. ترك واجبات و ارتكاب محرّمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.(1)

     

    سیره عملی بزرگان در ارتباط و انس با امام زمان (عج)

    علّامه سید مهدی بحرالعلوم(ره): این بزرگوار یكی از مشتاقان و ارادتمندان حقیقی حضرت ولی عصر(ع) بوده ‎اند، كه پیوسته متوسّل به آن حضرت می شدند.

    ایشان در زمان تحصیل با میرزای قمی (ره) همدرس بودند و مرحوم میرزا می گوید: چون استعدادش زیاد نبود من غالباً درس ها را برای ایشان تقریر می كردم. بعد از اینكه من به ایران آمدم و چندسالی گذشت بار دیگر به زیارت عتبات عالیات موفّق شدم. در این زمان سید بحرالعلوم اشتهار علمی زیادی پیدا كرده بود و وقتی با ایشان ملاقات كردم، ایشان را دریای موّاجی از علم دیدم. وقتی سّر قضیه را از ایشان جویا شدم، در خلوت اینگونه برایم تعریف كردند:

    «شبی به مسجد كوفه رفته بودم، دیدم آقایم حضرت ولی عصر(ع) مشغول عبادت است ایستادم و سلام كردم. جوابم را مرحمت فرمودند و دستور دادند پیش بروم. من كمی جلو رفتم ولی ادب كردم و جلوتر نرفتم. فرمودند: جلوتر بیا، پس چند قدمی جلوتر رفتم باز هم فرمودند: جلوتر بیا. و من نزدیك شدم تا آنكه او آغوش مهر گشود و مرا در بغل گرفت و به سینه مباركش چسبانید. در آن هنگام آنچه را خداوند متعال می خواست كه به قلب و سینه من سرازیر شود، سرازیر شد.»[2]

    البته در موارد دیگری نیز عنایات حضرت (ع) شامل حال ایشان گردیده و موفق به زیارت حضرت شده ‎اند، كه ما به ذكر همین مورد اكتفاء می كنیم.[3]

     

    صدوق

    شیخ صدوق(ره):

    شیخ طوسی و دیگران روایت كرده ‎اند كه: علی بن بابویه (ره) كه پدر شیخ صدوق (ره) و از علماء بود، عریضه ای خدمت حضرت ولی عصر (عج) نوشت و در آن از حضرت خواهش كرده بود كه دعا كنند خداوند فرزندی به ایشان عطا نماید. و این عریضه را توسط حسین بن روح (ره) ـ نائب خاص حضرت ـ خدمت آن وجود مقدس فرستاد. جواب آن را حضرت اینگونه مرقوم فرمودند: «برای تو دعا كردیم و خداوند به زودی دو فرزند نیكو كرامت فرماید». خداوند دو فرزند به نامهای «محمّد و حسین» به ایشان عنایت كرد كه«محمّد» معروف به شیخ صدوق و صاحب كتابهای بسیاری از جمله «من لا یحضره الفقیه» است. و «حسین» نیز بسیاری از فضلاء و محدثین از نسل ایشان بوجود آمده ‎اند. و شیخ صدوق پیوسته افتخار می كرد كه من به دعای حضرت مهدی (عج) متولد شده ‎ام.[4]

     

    وضعیت‏حوزه‏های علمیه در زمان فقیه محقق مقدس اردبیلی(1)

    مرحوم مقدس اردبیلی(ره):

    سید میر علّام تفرشی از شاگردان ایشان می گوید: شبی در تاریكی استادم را دیدم كه به سمت حرم امیرمؤمنان (ع) آمدند در به روی ایشان باز شد، داخل رفتند و صدای مكالمه ‎ای را می شنیدم. بعد دوباره در باز شد بیرون آمدند و به سمت مسجد كوفه رفتند. من نیز ایشان را دنبال كردم.در آنجا نیز وارد محراب امیرالمومنین(ع) شدند و من صدای مكالمة مبهمی را شنیدم. در برگشت به سمت نجف ایشان متوجه من شدند. من ایشان را به امیرمؤمنان(ع) قسم دادم كه قضیه امشب چه بود. ایشان بعد از اینكه از من قول گرفت: این قضیه را تا آخر عمرشان برای كسی نگویم، فرمودند: بعضی مسائل مشكل برایم پیش آمده بود كه در حّل آنها متحیّر بودم. از این رو متوسّل به امیر مؤمنان شدم، ایشان مرا به فرزندشان حضرت مهدی (ع) كه امام زمان ماست ارجاع دادند و فرمودند: ایشان در مسجد كوفه ‎اند. به آنجا آمدم سؤال ها را جواب گرفتم و اكنون به نجف بر می گردم.[5]

     

    میرزای شیرازی

    آیة الله میرزای شیرازی (ره):

    در زمانی كه استعمار انگلیس امتیاز انحصاری كشت و فروش توتون و تنباكو را در ایران بدست گرفت و قصد نفوذ و استعمار كشور را داشت، علماء در صدد مقابله بر آمدند. آیة الله سید محمد فشاركی نزد استادشان میرزای شیرازی بزرگ آمده و طی صحبت صریحی از ایشان می خواهند، بر علیه استعمار انگلیس قیام كرده و موضع شدیدی اتّخاذ نماید. حضرت آیة الله العظمی میرزای شیرازی نظری به ایشان افكنده می فرماید: «مدّتهاست كه در فكر آن بودم ودر این مدّت، جهات مختلف این فتوی را بررسی كردم تا اینكه دیروز به نتیجة نهائی رسیدم و امروز به سرداب مقدّس رفتم تا از مولایم امام زمان (ع) اجازة حكم بگیرم و آقا نیز اجازه فرمودند و قبل از آمدن شما حكم را نوشتم». و اینگونه بود كه ایشان حكم الهی خود را به این مضمون صادر كردند.«الیوم استعمال توتون و تنباكو بأیّ نحوكان، در حكم محاربة با امام زمان ـ سلام الله علیه ـ است.»وطومار استعمار را در كشور ایران با عنایت حضرت ولی عصر (عج) در آن زمان در هم پیچیدند.[6]

     

    سید ابوالحسن اصفهانی

     

    آیة الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی(ره): آیة الله بهجت (حفظه الله) فرمودند: «آقا سید ابوالحسن اصفهانی(ره) برای یكی از علماء سنّی مجلس فاتحه اقامه كرد. شخصی به ایشان اعتراض می‎كند كه چرا از سهم امام (ع) اینگونه مجالس را برگذار می كنید. ایشان به شخص معترض ورقة سبزی را نشان داده بود كه بنابر نقل، به خطّ و امضای حضرت غایب ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) بود و ایشان هم یقین كرده بود كه ورقه از جانب حضرت است كه به مرحوم سید اجازه داده بود كه: «سهم امام را در آنچه موجب اعتلای مذهب حق است صرف نماید.»[7]

     

     

     

    آیت اللہ العظمی مرعشی نجفی

    حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی (ره):

    بنابر آنچه در زندگینامة معظّم‎له ذكر شده، ایشان سه مرتبه موفق به تشرّف به خدمت حضرت شدند، كه ما در اینجا یك مورد را به طور اختصار ذكر می كنیم: «در ایّام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت (ع) در نجف اشرف شوق زیاد جهت دیدار جمال مولایمان بقیة‎الله الاعظم (عج) داشتم. با خود عهد كردم كه چهل شب چهار‎شنبه پیاده به مسجد سهله بروم؛ به این نیّت كه جمال آقا صاحب الامر (علیه السلام) را زیارت و به این فوز بزرگ نائل شوم. تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً این شب، رفتنم از نجف به تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیك مسجد سهله خندقی بود. هنگامی كه به آنجا رسیدم بر اثر تاریكی شب وحشت و ترس وجودِ مرا فرا گرفت... ناگهان صدای پائی از دنبال سر شنیدم كه بیشتر ترسیدم. برگشتم به عقب، سیّد عربی را با لباس اهل بادیه دیدم. نزدیك آمد و با صدای فصیح گفت: «ای سید، سلام علیكم» ترس و وحشت به كلی از وجودم رفت و تعجب آور بود كه در این تاریكی ایشان چگونه متوجّه سیادت من شد. به هر حال سخن گفته و می رفتیم. از من سؤال كرد: قصد كجا داری؟گفتم مسجد سهله. گفت: به چه جهت؟ گفتم: به قصد تشّرف زیارت ولی عصر (ع) مقداری كه رفتیم به مسجد زیدبن صوحان رسیدیم، داخل شده و نماز خواندیم و بعد از دعائی كه سیّد خواند كه كأن دیوار و سنگها با او دعا می خواندند انقلاب عجیبی در خودم احساس كردم كه از وصف آن عاجزم. بعد سیّد فرمود: تو گرسنه‎ ای و سه قرص نان و سه خیار سبز تازه در سفره داشت كه باهم خوردیم و من به این معنی منتقل نشدم كه در وسط زمستان خیار تازه از كجا آمده سپس داخل مسجد سهله شده ایشان اعمال مقامات را انجام دادند ومن هم تبعیت كردم و نماز مغرب و عشاء را هم به ایشان اقتدا نمودم... بعد به ایشان گفتم: چای و قهوه و یا دخانیات میل دارید؟ فرمودند: اینها از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم»... بعد صحبتهائی بین آن بزرگوار و آقای مرعشی رّد و بدل می شود و آقا سفارشاتی به ایشان می كنند از جمله تأكید بر خواندن زیارت عاشوراء و قرائت قرآن. سپس آقای مرعشی به جهت حاجتی از مسجد بیرون رفته و به ذهنشان خطور میكند كه این بزرگوار كیستند؟ برمی گردد و دیگر آقارا نمی بیند و یقین می كند كه حجةبن ‎الحسن المهدی (ع) بوده ‎اند.»[8]

    یكی دیگر از تشرفات ایشان در سامرّاء[9] در سرداب مقدّس بعد از اینكه چند شب در آنجا بیتوته كرده و به حضرت متوسل می شوند، رخ می دهد و تشرف دیگر در مسیر رفتن به امامزاده سید محمد (ع) حاصل می گردد.[10]

     

    آیت الله سید علی قاضی طباطبایی

    حضرت آیة الله قاضی(ره):

    آقا سیّد هاشم حدّاد فرموده اند: «حضرت آقا ]آیة الله قاضی[ خیلی در گفتارشان و در قیام و قعودشان و به طور كلی در مواقع تغییر از حالتی به حالت دیگر خصوص كلمة «یا صاحب الزمان» را بر زبان جاری می‎كردند. یك روز یك نفر از ایشان پرسید: آیا شما خدمت حضرت ولیّ عصر ارواحنافداه مشرّف شده ‎اید؟

    فرمودند: كور است هر چشمی كه صبح از خواب بیدار شود ودر اوّلین نظر نگاهش به امام زمان (عج)نیفتد.»[11]

    ادأب و عادت ایشان در تربیت شاگردان بر این بوده كه در ابتدا احادیث مربوط به غیبت و ظهور ولی عصر (عج) را برای آنها تدریس می ‎فرمودند.[12]

    مرحوم علامه طباطبائی نقل كرده ‎اند كه: «مرحوم قاضی می‎فرمود، در روایت است وقتی حضرت قائم ظهور می‎كند و یاران ایشان گِرد او جمع می شوند حضرت به آنها مطلبی می گوید كه همه گرد عالم متفرّق می شوند و چون دارای طّی ‎الارض هستند همه جا را تفحص كرده، درمی یابند كه غیر از ایشان كسی دارای ولایت مطلقة الهیه نیست، به مكه بر می گردند و با ایشان بیعت میكنند. آنگاه ایشان فرمودند: آن كلمه ای راكه حضرت به یاران خویش می گوید و متفرق می شوند من می‎دانم كه چیست.» و این سخن بلندی است كه مرحوم قاضی (ره) فرمودند.[13]

     

    توسّل به حضرت مهدی (عج)جهت شهریة طلاب: بارها پیش آمده، كه وجوهات به جهت شهریة طلاب به دست مراجع نرسیده وآن بزرگواران و یا نمایندة آنها با توسّل به محضر ولی عصر (ع) به طور معجزه آسا، پول مورد نیاز را دریافت كرده ‎اند. از جمله اینكه موقعی چند ماه شهریة طلاب نمی‎رسد و پولی در اختیار حاج شیخ عبدالكریم حائری (ره) نبوده و متوسّل به ولی عصر (عج) می شوند بعد از ظهری، آقای گلپایگانی در خواب می شنوند كه منادی ندا می كند: به آشیخ عبدالكریم ‎بگویند كه از گریه ‎های امام زمان (ع) وجوه متوجه قم شد. بعد كه به حاج شیخ میگویند، ایشان می فرماید: یك نفر آمده و تقبّل كرده هرماه شهریة طلاب را بدهد.[14] در قضیة دیگر حضرت آیة الله گلپایگانی فرموده بودند: در زمان حاج شیخ عبدالكریم ، طلبه‎ ها از مقسّم شهریة ایشان آشیخ محمّد تقی بافقی درخواست عبای زمستانی می كنند. او با حاج شیخ در میان می گذارد، حاج شیخ می فرماید: از كجا بیاورم. بالاخره آقای بافقی می گوید من به جمكران می روم و از امام زمان می‎گیرم. شب جمعه‎ ای به جمكران رفته متوسّل به حضرت می‎شوند و فردا خدمت حاج شیخ آمده می‎گوید: آقا وعده دادند چهارصد عبا به تعداد طلاب مرحمت نمایند. و روز شنبه یكی از تجاّر چهار‎صد عبا می‎آورد و بین طلاب تقسیم می‎گردد.[15]

     

    حضرت آیت الله سید رضا بهاءالدینی

    حضرت آیة الله العظمی بهاءالدینی (ره):

    حجةالاسلام حیدری كاشانی در كتاب سیری در آفاق اینگونه نقل كرده ‎اند: «آنچه خود از دو لب مبارك حضرت آیة الله بهاءالدینی(ره) شنیدم، این بود كه فرمودند: ‌مدّت شصت سال بود كه ما آرزوی زیارت حضرت را داشتیم یك روز در حال نقاهت و كسالت در این اطاق خوابیده بودم یك مرتبه آقا از در اطاق دیگر وارد شد.سلام محكمی به من كرد آن‎چنان سلامی كه در مدت شصت سال كسی چنین سلامی به ما نكرده بود . و آن قدر گیج شدیم كه نفهمیدیم جواب سلام را دادیم یا نه. آقا تبسّمی كرد و احوالپرسی و از آن در خارج شد.»[16]

    یكی دیگر از شاگردان ایشان می گوید: «‌مدّتی بود آقا در قنوت نماز‎ها تغییر رویه داده و به جای دعاهای مرسوم، دعای فرج حضرت ولی عصر (عج) «اللّهم كن لولیّك الحجة بن الحسن(ع)...» را می خواندند . وقتی در فرصت مناسبی علت را از ایشان جویا شدیم، فرمودند: «‌حضرت پیغام دادند در قنوت به‎ من دعا كنید.» [17]

    این بود چند نمونه از ارتباط سربازان حضرت ولی عصر (عج) با مولای خویش و توجه و عنایت آن وجود مقدّس به عاشقان حقیقی خود، به امید اینكه ما نیز مورد عنایات و توجهات خاص آن حضرت قرار بگیریم ان شاء الله.

     

    نویسنده: مهدی رحیمی با تلخیص

    تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


    پی نوشت ها:

    [1] در محضر آیت الله العظمی بهجت (حفظه الله) ـ ص361 ، محمد حسین رخشاد؛ مؤسسه فرهنگی سماء

    [2] . نجم الثاقب ـ ص473 (باتلخیص)، میرزا حسین نوری (ره)، انتشارات آستان مقدس صاحب الزمان (عج)

    [3] . همان/ صفحات 474 /478

    [4] . عنایات حضرت مهدی (ع) به علماء و طلاب ، ص263 ، محمد رضا باقی اصفهانی

    [5] . نجم الثاقب (همان) ص454

    [6] . عنایت حضرت مهدی (ع) به علماء و طلاب ـ ص48

    [7] . در محضر آیة الله العظمی بهجت(حفظه الله) ـ ص281

    [8] . شیفتگان حضرت مهدی (عج) ـ ج 1 ـ ص 130، احمد قاضی زاهدی گلپایگانی، نشر حاذق /قم /ششم /آذر 1376

    [9] . همان / ص139

    [10] همان /ص135

    [11] . اسوة عارفان: (گفته ها و ناگفته ها دربارة مرحوم قاضی(ره)) ص109 ـ صادق حسن زاده، محمودطیار مراغی

    [12] . همان ص172

    [13] . مهر تابان ـ ص226 ـ علامه سید حسین حسینی طهرانی – انتشارات باقرالعلوم / اول / دورة علوم و معارف اسلام (بی تا)

    [14] . شیفتگان حضرت مهدی (عج) ج1 ـ ص125

    [15] . همان ص223

    [16] . سیری در آفاق ـ(زندگینامة حضرت آیة الله العظمی بهاالدینی (ره)) ـ ص375ـ حسین حیدری كاشانی

    [17] . حاج آقا رضا بهاء الدینی، آیت بصیرت / ص107 ، سید حسن شفیعی، چاپ قدس، اول / 1375

     

    آخرین ارسالی های انجمن

     

    رياضت شرعي چيست

     

     

    رياضت شرعي چيست

    ميخواستم بدونم رياضت هاي شرعي يعني چي و چرا اين كار رو انجام ميدن؟

    در پاسخ به اين سوال نكات ذيل را تقديم مي كنيم:

    الف) رياضت در لغت عرب به معني تمرين و ممارست است و مرتاض يعني اهل رياضت؛ يعني رضايت كش. رياضيّات را هم رياضيّات گفته اند از ان جهت كه ذهن را تمرين مي دهد. ورزش را هم رياضت مي گويند. همان گونه كه در بدن آدمي قابليّتهايي طبيعي وجود دارند كه با ورزش و تمرين فعّال مي شوند، و فرد با تمرين تبديل مي شود به كشتي گير و زيبايي اندام و رزمي كار و ژيمناست و ... ، يا ذهن آدمي در اثر تمرين، قدرتهايي خاصّ به دست مي آورد، نفس آدمي نيز در اثر تمريناتي خاصّ مي تواند به توانايي هاي خاصّ برسد. اين توانايي ها در مرتاضان، در حدّ توانايي هاي مثالي، آن هم در سطوح پايينش مي باشند؛ امّا در عرفاي حقيقي توانايي هاي فرامثالي و در عارفان واصل و علماي ربّاني به حدّ قواي الهي و فوق مَلكي مي رسد.

    ب) آنگونه كه شما نيز اشاره فرموديد، از يك چشم‏انداز مى‏توان رياضت را به دو نوع كلي تقسيم كرد:
    1. رياضت به صورت مطلق و قطع نظر از آموزه‏هاى دينى؛ و آن عبارت است از اينكه انسان از هر راه ممكن، جسم خود را به مشقّت بيندازد تا مهارت‏ها و توانمندى‏هايى را در بعد روحى به دست آورد؛ چه چنين عملى از نظر احكام شرعى و مبانى دينى صحيح باشد يا نباشد. و نيز فرقى نمى‏كند اين كار با كرامت انسانى سازگار باشد يا نباشد؛ مانند بسياري از رياضت هاي غير شرعي مرتاضان هندي و يا اعمال بسياري از گروه هاي صوفيه.
    براي نمونه: روش يوگا، هيپنوتيزم، مرتاضي كه مي توان به تواناييهاي خاص روحي دست يافت و مانند مرتاضان، در اثر رياضتهاي خاص، قدرتهايي را پيدا كرده و چيزهاي عجيبي كه نمونه هايش را شنيده ايم انجام داد. ولي اين نوع كارها موجب كمال و ترقي انسان نمي تواند باشد، مثلاً بعضي از مرتاضان، بر اثر تمرينهاي فراوان و رياضتهاي عجيب، مانند: خوابيدن چند ساعت يا چند روز، روي ميخهاي آنچناني، اذيتهاي طاقت فرسا به بدن و ...، حبس كردن نفس را ياد گرفته و با اين گونه رياضتهاي بي ارزش، خود را در معرض نمايش مردم قرار مي دهند، مدتها نفس خود را در سينه حبس مي كنند؛ حتي گاهي، مردم برخي از آنان را در تابوت گذاشته دفن مي كنند و بعد از يك هفته يا ده روز، قبر را شكافته و آنان را زنده مي يابند!به اين نوع اشخاص نمي توان گفت كه به كمال معنوي رسيده اند؛ زيرا همه انسانها بدون استثنا؛ حتي بدترين و شقي ترين افراد و كافر مطلق هم مي توانند بر اثر تمرين و رياضت نَفْس به چنين كارهايي دست يابند. اين نوع كارها فقط براي سرگرم كردن مردم ساده لوح است و الاّ هيچ گونه جنبه كمالِ معنوي و قرب الهي ندارد.
    2.رياضت براساس معيارهاى شرعى
    رياضت شرعي همان ورزيدگي روحي، جهاد اكبر و خودسازي است. امام علي عليه السلام در نامه معروف به عثمان بن حنيف مي نويسد: «وَ إنَّما هِي نَفسي أَرُوضُها بِالتَّقوي؛و جز آن نيست كه نفس خويش را با پرهيزكاري رياضت مي دهم.» ( نهج البلاغه، نامه 45)
    در رياضت‏هاى دينى مانند صوم يا روزه، هرگز فرد از چارچوب شريعت خارج نمى‏شود و هر قدرت و نيرويى براى او مطلوب نيست. او براساس احكام الهى روزه مى‏گيرد؛ زيرا اعمال احكام دينى، براى اين است كه انسان را در حوزه عبوديت خدا قرار دهد و او را به مقام قرب الهى برساند. پس نتيجه واثر رياضت‏هاى شرعى و غيرشرعى كاملاً با هم متفاوت است.
    بايد توجه داشت كه صحيح ترين شيوه كسب تواناييها و پرورشِ استعدادهاي روحي و ارزش آن، در صورتي است كه اين امور، در راستاي اطاعت از امر پروردگار و كسب رضايت خداوند و تقرب به او بوده و در نهايت، موجب كمال و سعادت معنوي انسان گردد.
    به عبارت ديگر، مطمئن ترين راه براي به فعليت رساندن قواي روحي، همان رياضتهاي شرعي است كه از طريق تعاليم اولياي الهي و معصومين عليهم السلام ترسيم شده و از هر گونه افراط، تفريط، گوشه نشيني و انزوا منزه است.
    در واقع، همه انبيا و ائمه عليهم السلام ، براي شكوفا ساختن و از قوه به فعل رساندن همين استعداد شگفت انگيز انساني و هدايت صحيح آن مبعوث شده اند. اساسا برنامه ها و تعاليم دين مقدس اسلام، براي تربيت و توانمند ساختن بعد روحانيِ بشريت مي باشد و هدف نهايي از توانمند ساختن روح انساني، تقرب معنوي به خداوند است و اين تقرب، فقط با رياضتهاي شرعي امكان پذير است.

    ج) همانگونه كه اشاره شد، آموزه‏ها و منابع اسلامى بر رياضت شرعي مهر تأييد زده و انسان‏ها را به مجاهدت با هوا و هوس و تعديل قواي جسمي تشويق كرده اند كه عبارتند از:
    1. قرآن كريم: به منظور بيرون آوردن انسان‏ها از حجاب‏هاى ظلمانى، جهاد با نفس كه جهاد اكبر است را به آنان توصيه مى‏كند و براى آنكه در ميدان موفق باشند، به صبر و استقامت و استعانت از حضرت حق دعوت مى‏فرمايد: «وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا و آنان كه در راه ما مجاهده و كوشش كردند، به راه خويش هدايت مى‏كنيم» (عنكبوت:69) «وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ؛ و هر كه بكوشد، تنها براى خود مى‏كوشد؛ زيرا خدا از جهانيان سخت بى‏نياز است»(عنكبوت:69).
    2. روايات موجود ما از معصومين (ع) نيز آكنده از تأكيد بر مجاهده و مبارزه با نفس است. در كلمات حضرت علي (ع) رياضت به عنوان يك امر مهم تلقي شده است؛ مانند: «من استدام رياضة نفسه انتفع؛ كسي كه مداومت بر رياضت نفس داشته باشد، بهرهمند خواهد شد» (غرر الحكم، ص .238). براي مطالعه بيشتر در اين مورد نگا: ميزان‏الحكمة، ج‏2، صص‏139 - 141
    البته در منابع اخلاقي، عرفاني و ادبي ما كه برگرفته از منابع اصيل و جامع «كتاب الله و عترت» است، به اين امر مهم نيز توجه ويژه شده است؛ مانند كتاب مثنوي معنوي مولوي، كه مي گويد:
    مردن تن در رياضت زندگى است‏ رنج اين تن روح را پايندگى است‏
    پس رياضت را به جان شو مشتري چون سپردي تن به خدمت جان بري

    د) رياضت شرعي ـ دينى با رياضت غيرشرعي ـ غيردينى، تفاوت هاي بسيار دارد از جمله:
    1. بر اساس قاعده كلى «لاضرر و لا ضرار فى الاسلام؛ ضرر رساندن و ضرر ديدن در اسلام و احكام آن، قرار داده نشده است» و همچنين بر اساس قاعده «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها؛ خداوند براى هيچ كس بيشتر ازتوانايى‏اش تكليف نمى‏كند» (بقره: 286)؛ دين، به انسان اجازه ضرر زدن به خود يا به ديگرى را نمى‏دهد و اعمال او همواره بايد فايده عقلايى داشته باشد. براى مثال روزه عمل واجبى است كه افراد مكلّف، بايد آن را بگيرند. اما همين روزه اگر در جايى موجب آسيب شديد جسمانى،يا بيمارى و يا تشديد آن گردد، حكم آن لغو مى‏شود و چنين فردى نبايد روزه بگيرد. در حالى كه مرتاض در رياضت غيرشرعي خود، ممكن است عملى را به اين جهت انجام دهد كه موجب تقويت اراده شود و كارى ندارد به اينكه اين عمل ممكن است براى او ضرر داشته باشد يا نه.
    اساساً اسلام با برنامه «سختي دادن به تن» مخالف است و مي‏گويد بدنت بر تو حقي دارد و لذاست كه پيامبر (ص) از عمل عده‏اي كه خواستند رياضت هاي شاقه را بر خود وارد كنند نهي فرمود.
    حتي اسلام مي گويد كه برنامه «بر خلاف ميل نفس رفتار كردن» اگر چه كار خوبي است اما متاسفانه عده‏اي مبارزه با نفس را مبارزه با اين خود (خود واقعي) هم انگاشتند مثلا نفسي كه خواهان آبرو را كاري كردند تا بي‌آبرو شود! عده‏اي از صوفيه به نام ملامتيه به همين بهانه، حاضر شدند كه ديگران شخصيت و كرامت آنها را لگدمال كنند! آنها براي مبارزه با غرور، تظاهر به فسق و فجور مي‏كردند! در صورتي كه اسلام با همه اينها مخالف است و اميرالمومنين علي (ع) مي‌فرمايد: «عز المومن غناه عن الناس» (جلوه‏هاي حكمت موضوع 146 ح .8).
    2. در رياضت‏هاى الهى، قصد و انگيزه الهى است؛ ولى معلوم نيست در رياضت هاي غيرشرعي چنين هدفى دنبال شود. پس فرق ديگر مربوط به انگيزه و هدفى است كه در رياضت دنبال مى‏ شود. اگر از مرتاض سؤال شود انگيزه و هدف تو از اين عمل چيست، ممكن است بگويد: براى تقويت روح، يا به جهت تقويت اراده، يا به دليل اينكه بتوانم توانايى به دست آورم. اما نخستين شرط روزه اين است كه روزه‏دار، بايد نيّت و قصد «قربت» كند: «انما الاعمال بالنّيات» ( مستدرك الوسايل، ج 1، ص 90).
    3. تفاوت ديگر در بكارگيرى محصولات و نتايج رياضت است. يك انسان مؤمن - كه در قالب عمل به احكام الهى به كمالاتى دست مى‏يابد هرگز حاضر نيست از اين كمالى كه به دست آورده، سوء استفاده كند و در راه حرام، آن را به كار گيرد. اما مرتاض ممكن است در اثر رياضت، توانمندى‏هايى به دست آورد و در راه غيرصحيح و غيرمشروع از آن استفاده كند.

    ن ـ) برخي از بزرگان وادي معرفت، رياضت را داراي چهار ركن اساسي دانسته اند:
    1.سكوت: يعني بسته شدن هم زبان، لب و دهان انسان از ياد هر كس و هرچيزي كه غير از خدا باشد و نيز سكوت دل كه به آن جز ياد خدا امري راه نيابد. سكوت زبان از مدارج اهل دل است و سكوت دل از صفات مقربين واهل كشف وشهود. علامه حسن زاده آملي به زيبايي مي فرمايد: «از خاموشي گفتار زايد»(نامه ها، برنامه ها).
    2.عزلت يا گوشه گيري از هياهوي دنيا: عزلت مايه سكوت سالك است. در اين مرتبه است كه سالك از خلط و آميزش و موانست و معاشرت با مردم بي‌خبر خودداري مي كند و در حال خلوت به دنيا و مافيها وقعي نمي گذارد.
    3.گرسنگي (صوم؛ روزه): براي تسلط بر نفس شهواني و قواي حيواني، گرسنگي بهترين توشه هر رهروي است. پرخوري دليل بر دوري و محروم شدن از انوار الهي و بي نصيب ماندن از خير و بركت است.
    گرسنگي، خشوع و خضوع، مسكنت و احساس فقر و سكون و آرامش را به همراه مي آورد و رقت وصفا را در سالك برمي انگيزاند و موجب مي گردد كه به اخلاق الهي متخلق گردد. گرسنگي بايد با همت مردانه سالك توام باشد چه در غير اين صورت ثمري ندارد.
    4.بيداري (يقظه): بيداري مايه خودشناسي است كه مقدمه خداشناسي است و هر گاه سالك از هياهوي مردم دنيازده دوري گزيد و به خدا مشغول شد و هنگاميكه غفلت زدگان به خواب فرو مي روند، بيداري كشيد و اركان رياضت را به جا آورد، از دايره محدود بشريت خارج مي شود و به عالم ملكوت راه مي يابد. بيداري بر دو نوع است يكي بيداري دل و ديگري بيداري چشم. (حق الحقيقه، كاشف دزفولي صدرالدين، از صفحات آخر كتاب)

    و.) اهداف رياضت شرعي
    «رياضت» براي به دست آوردن سه هدف است
    1. دوركردن غير حق از سر راه: هدف اول از رياضت، اين است كه عارف، براي رسيدن به حق، هر گونه مانعي را از بين ببرد كه در اصطلاح «تزكيه» يا «تخليه نفس» ناميده مي شود؛ يعني بايد تلاش كرد تا هر آنچه كه غير از خدا در دل وجود دارد، از آن بيرون و دل را تخليه كرد.
    2. مطيع ساختن نفس اماره: از آنجا كه انسان تركيبي از عقل و شهوت است، براي اينكه بتواند بدون مزاحم و مانع، به سوي خدا سير كند، بايد كاري كند كه نفس اماره را مطيع و تسليم نفس مطمئنه سازد. در نتيجه، نفس شيطاني را تحت امر و اختيار نفس رحماني قرار دهد.
    3. لطيف و رقيق كردن روح: يعني انسان به كمك اين دو مورد ياد شده، با زهد در عمل و حضور قلب در عبادت، روح خود را براي قبول انوار الهي آماده سازد.( ر،ك: شيخ ابو علي سينا، الاشارات والتنبيهات، نمط نهم، مرحله اول و دوم سير و سلوك.)

    خلاصه سخن
    هر چند از راه هاي غيرديني، مثل روش: «يوگا» يا «مرتاضي» انسان مي تواند به بعضي از تواناييهاي روحي دست يابد، ولي اين نوع تواناييها موجب معرفت، كمال و تقرب به خداوند نمي گردد؛ زيرا مقصود از رياضت شرعي و ديني آن است كه انسان، برخلاف هواها و خواسته هاي نفساني خويش عمل كند و نفس خود را به اطاعت خداوند وادار سازد.
    مقصود از اين نوع رياضتها (يوگا و مرتاضي) معمولاً براي تشخص، جلب توجه مردم به سوي خود و يا ارتزاق مي باشد، لذا اين نوع رياضتها، نوعي پيروي از هواي نفس و دوري از خداوند است، ولي در مقابل، از راه رياضتهاي شرعي مي توان به بالاترين درجه كمال و معرفت و در نتيجه، تقرب به خداوند نايل گشت.(ر.ك: اسد عليزاده اكبر، كسب تواناييهاي روحي از راه رياضت ، مبلغان ش 61 )
    بنابراين، اكثر رياضتهاي مرتاضانه از نظر شرعي حرام مي باشند. عرفاي حقيقي رياضتي جز انجام واجبات و ترك محرّمات و عمل به مستحبّات و ترك مكروهات ندارند. زماني به آقا سيّد علي قاضي عرض شد: فلان مرتاض هر روز فقط يك بادام مي خورد. ايشان فرمودند: وي از سختي به آساني پناه برده. گفتند: چگونه؟ فرمود: اگر مي تواند، يك روز گناه نكند.
    اين جمله ي آن ولّي خدا بسيار عميق مي باشد. چون ماها سر تا سر عمرمان در حال گناه مي باشيم جز مواقعي اندك. چون اسراف از گناهان كبيره است؛ و با ارزشترين سرمايه ي انسان عمر است. پس آنكه لحظه به لحظه از عمر خود درست استفاده نمي كند، در بزرگترين متاع خويش اسراف مي كند. لذا اگر كسي بخواهد اصلاً گناه نكند، بايد حتّي يك ثانيه از عمر خود را هم صرف غير خدا نكند. علّامه حلّي فرموده اند: من يازده سال با خواجه نصيرالدين طوسي زندگي كردم و در اين مدّت حتّي يكبار هم نديدم كه او كار مباحي انجام دهد.
    شگفتا! اين مرد الهي نه تنها حرام و مكروه مرتكب نمي شده، حتّي كار مباح هم نمي كرده، بلكه هر چه مي كرده يا واجب بوده يا مستحبّ؛ يعني حتّي خوابيدن و خوردن او نيز براي خدا بوده است. سيّد احمد خميني فرمودند: پدرم حتّي آب هم كه دست فرزندانش مي دادند قربة الي الله بود.
    يكي از مراجع نيز در مورد امام خميني(ره) و آية الله بهجت(ره) فرمودند: اين دو بزرگوار در عمر خود بازي نكردند.

    ي) در اين باره مطالعه كتب ذيل راهگشا خواهد بود:
    جهاد با نفس؛ امام خميني.
    جهاد با نفس؛ شيخ حرّ عاملي.
    موفق و مويد باشيد.

    برچسب ها

    ارسال نظر

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی

    نظرات ارسال شده

    تبلیغات Down

    جایگاه تبلیغات دوستان
    رایگان

    تبلیغات Right

    جایگاه تبلیغات دوستان
    رایگان

    تقویم

    دانشنامه مهدویت

    رفقاء

    عنواني براي ياران حضرت مهدي (عج) است که از کوفه خود را هنگام ظهور حضرت قائم (عج) به مکّه رسانده و با آن حضرت بيعت مي کنند و همچون پاره هاي ابر پاييزي به سوي مکّه روانه مي شوند.با توجّه به اينکه 50 نفر از 313 نفر، اهل کوفه هستند و با توجّه به معني رفق و رفاقت که نشانگر صفا و صميميّت و پيوند محکم آنهاست به ويژگي ديگر ياران مخلص، حضرت مهدي (عج) پي مي بريم.

    دریافت کد دانشنامه مهدویت

    آمار وب گذر

    درباره ما

    ☼بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ☼ اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

    پیوندهای روزانه

  • ROZBLOG (150)
  • نظرسنجی

    کدام قسمت وب تقویت شود؟